تاریخ هفت کشور
خداوند اين كشور را از شر دشمن ، خشكسالي و دروغ محفوظ نگه دارد
پس از تسلط كوروش بر فنيقيه و بابل ، او خواست ماساژت ها را هم مطيع شاهنشاهي ايران كند. ماساژت ها چنانكه هرودوت مي نويسد: مردمي بودند كه از لحاظ خشونت و تندخويي معروف بودند. با اين حال هرودوت از آنها به عنوان ملتي شجاع و بزرگ ياد مي كند. آنها در اطراف رود سيحون ( ماورالنهر ) زندگي مي كردند. بعضي ها اين مردم را سكايي مي دانند. انگيزه لشكركشي كوروش به شمال شرقي ايران متعدد است. براي نمونه مي گويند كه كوروش ابتدا به ملكه ماساژت ها كه بيوه پادشاه آنها بود ، پيشنهاد اتحاد داد و حتي از او خوستگاري كرد ، اما ملكه ماساژت ها از آن بيم داشت كه كشورش در دست شاهي كه تمام منطقه را تسخير كرده بود ، گرفتار شود. در نتيجه پيشنهاد كوروش را رد كرد. اما كوروش با راهنمايي بزرگان و درباريان خود و با ترفندهاي ويژه اي به كشور آنها حمله مي كند و سربازان هخامنشي موفق مي شوند پسر ملكه ماساژت ها اسير كنند. ملكه از ترفندهاي كوروش بسيار ناراحت مي شود و با باقي مانده سپاهيان خود به ايرانيان حمله مي كند. در اين نبرد كوروش پس از 28 سال پادشاهي كشته مي شود و سپاه ايران شكست مي خورد. اين رويداد در سال 530 (پ. م ) واقع شد. البته كوروش توانست به اعماق قلمروي سكاها نفوذ كند و ازآمودريا هم بگذرد ولي بخت با او يار نبود. برابر نوشته هاي هرودت كوروش قبل از جنگ با ماساژت ها در خواب ديده بود كه داريوش پسر بزرگتر هيستاسپ (ويشتاسب) ، بر روي دو شانه اش پرهايي دارد كه با يكي آسيا را پوشانده و با ديگري بر اروپا سايه افكنده است. داريوش در آن زمان نتها بيست سال داشت و در پارس بود ، كوروش از ديدن اين خواب بسيار هراسان شد و انديشيد كه شاهزاده جوان در فكر فرو ريختن شهرياري او است. بنابراين دستور داد كه داريوش را از پارس به نزد او بياورند. آنگاه كوروش به نگراني مهم تر خود كه جنگ با ماساژت ها بود برگشت ، اما متاسفانه در نبردي كه روي داد كشته شد. پس از كشته شدن كوروش در جنگ پيكر او را احترام به پارس منتقل كردند و با آيين ويژه نظامي و درباري در محل پاسارگاد كنوني به خاك سپردند. رهبر و گرداننده اصلي آئين خاكسپاري كوروش ، داريوش بود كه سخنراني مفصلي در مورد جنگ ها و خصوصيات اخلاقي خوب كوروش و كارهاي نيك او ايراد كرد. به هرحال سرانجام هر كس مرگ است و شكست كوروش در واپسين جنگ اگر چه بسيار سخت بود ولي اهميت چنداني نداشت چون شاهنشاهي هخامنشي همچنان به حيات خود ادامه مي داد. سردار زن ايراني كه خواهر اريوبرزن سردار نامدار ارتش شاهنشــــــاهي داريوش سوم بوده است. وي در نبرد با اسكندر گجــستك? همراه اريوبرزن فرماندهي بخشي از ارتش را بر عهده داشته است او در كوهـهاي بختياري راه را بر اسكندر بست . ولي يك ايراني راه را به اسكندر نشان داد و او از مسير ديگري به ايران هجوم اورد. با اين حال هم اريوبرزن و هم يوتاب در راه ميهن كشته شدند و نامي جاويدان از خود بر چاي گذاشتند درياسالار بانو ارتميز : نخستين و تنها بانوي درياسالار جهان تا به امروز . او به سال 480 پيــش از ميلاد به مقام درياسالاري ارتش شاهنشاهي خــشايارشاه رسيد و در نبرد ايران و يونان ارتش شاهنشاهي ايران را از مرزهاي دريايي هدايت ميكرد . تاريخ نويسان يونان او را در زيبايي برجستگي و متانت سرامد تمامي زنان ان روزگار ناميده اند. اتوسا : ملكه بيش از 28 كشور اسيايي در زمان امپراتوري داريـــــــــــوش بزرگ . هرودت پدر تاريخ از وي به نام شهبانوي داريـــــوش بزرگ ياد كرده است و اتوسا را چندين باد در لشكر كشي هاي داريوش ياور فكري و روحي داريوش بزرگ دانسته است. ارتادخت : وزير خزانه داري و امور مالي دولت ايران در زمان شاهنشاهي اردوان چهارم اشكاني. به گفته كتاب اشكانيان اثر دياكونوف روســــي خاور شناس بزرگ او ماليات ها را سامان بخشيد و در اداره امور مالي كوچكتـــــرين خطايي مرتكب نشد و اقتصاد امپراتوري پارتيان را رونق بخشيد. ازرمي دخت : شاهنشاه زن ايراني در سال 631 ميلادي . او دختر خـــــــــسروپرويز پس از " گشناسب بنده " بر چندين كشور اسيايي پادشاهي كرد. اذرناهيد : ملكه ملكه هاي امپراتوري ايران در زمان شاهنـــــــشاهي شاپور يكم بنيانگزار ساسله ساساني. نام اين ملكه بزرگ و اقتدارات دولتي او در قلمرو ايــــران در كتيبه هاي كعبه زرتشت در استان فارس بارها امده است و او را ستايـش كرده است. پرين : بانوي دانشمند ايراني . او دختر کی قباد بود كه در سال 924 قبل از مــيلاد هزاران برگ از نسخه هاي اوستا را به زبان پهلوي براي ايندگان از گوشه و كنار ممالك اريايي گرداوري نمود و يكبار كامل ان را نوشت و نامش در تاريخ ايران زمين براي هميشه تبت گرديده است. فرخ رو : نام او به عنوان نخستين بانوي وزير در تاريـــــخ ايران ثبت شده است وي از طبقه عام كشوري به مقام وزيري امپراتوري ايران رسيد. گردافريد : يكي از پهلوانان سرزمين ايران. تاريخ از او به عنوان دختر كژدهم ياد ميــكند با لباسي مردانه با سهراب زورازمايي كرد . فردوسي بزرگ از او به عـــنوان زني جنگو و?دلاور سرزمين پاكان ياد ميكند. ارياتس : يكي از سرداران مبارز و دلير هخامنشيان در سالهاي پيش از ميلاد. مورخــين يوناني در چندين جا نامي از وي به ميان اورده اند. هلاله : پادشاه زن ايراني كه به گفته كتاب ديني و تاريخي ( 391 يشتا 274+1 يشتا 2 ) در زمان كيانيان بر اريكه شاهنشاهي ايران نشست . از او به عنوان هفتـــمين پادشاه كياني ياد شده است كه نامش را " هماي چهر ازاد ) نيز گفته اند. مردان ايران باستان بانوان خود را احترام بسيار ميگزاشتند و در تمامي امور با انها مشورت ميكردند و براي ايده و عقيده انها احترام بسزايي قائل بودند. نویسنده : حسین به همّت دیدهبان یادگارهای فرهنگی و طبیعی ایران، همایش «میراث فرهنگی اصفهان در خطر» در طی دو روز در تالار موزهی فرش تهران با شرکت جمعی از کارشناسان و دوستداران میراث فرهنگی برگزار شد. به گفته کارشناسان اگر فاصله مترو تا سیوسه پل از 200 متر کمتر باشد سیوسه پل قطعاً فرو خواهد ریخت در حالی که فاصلهی امروز آن کمتر از 40 متر است. ازدیاد رفتوآمد در چهارباغ و تسریع تخریب مسجد طلاب که کلکسیون کاشیکاری جهان است و نابود کردن بافت تاریخی برجستهی ایران و جهان، از آشکارترین پیآمدهای عبور مترو از زیر خیابان چهارباغ است در حالی که پیش از این، گزینهی دیگر، خیابان شمسآبادی، مورد تأیید قرار گرفته بود و این عدم رعایت نظر کارشناسی باید مورد پیگیری جدّی حقوقی قرار گیرد. در روز نخست همایش، چهارشنبه چهاردهم اسفندماه، نخست حسن ظهوری، خبرنگار گزارشی از روند ساخت مترو در چهارباغ از نگاه ناظری بیرونی ارایه داد. گزارش وی با نمایش عکسهایی از قطع درختان کهنسال چهارباغ که از 40 تا بیش از 100 سال عمر داشتند همراه بود که چگونه در خیابان چهارباغ پایین بیش از 100 درخت برای ساختن ایستگاه مترو قطع شده است. لازم به توضیح است که تاکنون خبرگزاریها، روزنامهها، تارنماها و تارنگارهای زیر گزارش همایش یاد شده را پوشش دادهاند. با سپاس ویژه از این گرامیان که ما را در هرچه بازتاب دادن این همایش یاری رساندند. خبرگزاری دانشجویان: روز نخست - روز دوم به نقل از :دیدبان یادگارهای فرهنگی ایران در هر دوره ای از تارخ شاهد، تکسواری بخشی از این کره خاکی و سردمداری مردمانی هستیم که فرهنگ، زبان، و آداب ویژه خود را دارند . خارج از بحث درباره تحمیل خواسته ها (سلطه انگلیس بر هند و...) و یا ارج نهادن به فرهنگ مردمان(رفتار کورش بزرگ در بابل و رفتار کبوجیه درمصر و...) که در اختیار قوم پیروز بوده و است و در تاریخ می بینیم، و جدا از چرایی و چگونگی آن در این جستار در باره رفتار و توانایی پدافند مردمان که از جنبه فن آوری و پیشرفت در درجات پاین تری قرار دارند می پردازیم. در جهان امروز ما بخش غربی زمین و سردمدار آنها آمریکا قرار دارد که از نظر پیشرفت علمی در جایگاه بالایی قرار دارد با علم بر اینکه این مردمان از لحاظ فرهنگی ،رفتاری متفاوت با خوی و رفتار فرهنگی ما دارند و با آگاهی بر اینکه این کشور تازه تاسیس270 ساله و یا دیگر کشورهای بی ریشه ،تاریخی برای عرضه ندارد، تبدیل به جایگاهی شده است که گروهی از روی سطحی نگری بهشت موعود خود قرار داده اند و حاظر می شوند در کشوری با هویتی دیگر به زندگی بپردازند وبا رفتارهایی ناپسند روبرو گردند (و یا زندگی خوبی و خوشی داشته باشند)فارغ از حس خویشکاری و آزادگی اکنون به سخنی درباره جایگاه فرهنگی وپیوستگی تاریخمان از قول بیگانگان می پردازیم در رویه 114 از جلد یکم یونانیان و بربرها می خوانیم هرودوت به منزله نتیجه گیری تواریخ خود می گوید:ایرانیان به جای زیستن در سرزمینی پر نعمت و تحمل رنج بندگی تر جیح می دهند که در همان کشو ر خشک و خشن بمانند ولی آزاد و فرمانروا باشند :و در سخنی از آرتور پوپ می خوانیم خلاصه آنکه جهان به ندرت فرهنگی به این اندازه زنده و فعال دیده است.یونان و روم در دوره های تاریخی از لحاظ تعداد ریشه های ثمر بخشی و گسترش دامنه کار آمدی این افکار از ایران فراتر رفته اند.(!)ولی روزگار یونان و روم در مقایسه با روزگار ایران بسیار کوتاه بوده اگر واحد مقیاس را زندگی تاریخی ایران بگیریم یونان جز واقعه ای کوتاه و افتخار آمیز و عظمت روم جز پرده ای از نمایشنامه جهانی نیست.پدیده ای با چنین عظمت در پهنه تاریخ انسان را حیرت زده می کند تاریخ جهان تا زمانی که منابع قدرت ایران کشف و بنیان اندازه گیری نشوند غیر قابل فهم خواهد ماند. آرتور پوپ-پژوهشی در هنر ایران-اکسفورد1938 به نقل از یونانیان و بربرها-امیر مهدی بدیع-جلد1-رویه28 اکنون با خود بیندیشیم که اگر پس از یورش مقدونیان،تازیان،مغول ها،و...اگر نیاکن ما این میدا ن را تهی می گزاشتند و مبارزه نمی کردند اکنون ما در چه جایگاهی قرار داشتیم؟ ایرانی که بارها پس از یورش مقدونیان،تازیان و...به تعالی رسیده و دوباره سردمدار جهان گردیده است و این بار هم این سرو خمیده قد راست می کند تا همگان بدانند سختی ها گذرا هستند ولی ایران ما همیشه پایدار فردوسی بزرگ می گوید همه جای ایران سرای من است که خوب و بدش از برای من است پیر مغان حافظ شیرازی در یک بیت این سخنان را خلاصه کرده است سالها دل طلب جام جم از ما می کرد آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد بدينوسيله، نگرانی شديد خود را از رويدادهای تلخی که اين روزها در کشورمان رخ داده و گنجينههای باستانی و گرانبهای ميهنمان را يکی پس از ديگری به نابودی میکشد، اعلام نموده و ضمن يادآوري وظيفهي دولت يعني نگهداری و پاسداری از گنجينههای اين سرزمين، از ميان انبوه ويرانیهايی که اين روزها دل هر ايرانی پاکنهادی را به درد آورده است ، پنج پارهي زير را نگرانکنندهتر از همه دانسته و آنها را به آگاهی ملت گرامی ايران میرسانيم: 1. ما از هماهنگیهای انجامشده ميان سازمان ميراث فرهنگي و مديريت بريتيشميوزيوم لندن برای بازگشت – اگرچه موقت – منشور حقوق بشر کوروش از موزهي بريتانيا به گنجينهي ملی ايران و نمايش همگانی آن، به شدت نگران بوده و از هماکنون دلواپسی ژرف خود را از اين موضوع، به آگاهی همميهنان و نيز همهي نهادهای فعال فرهنگي میرسانيم. زيرا بر اين باوريم که سازمان ميراث فرهنگي، هرگز کارنامهي روشنی در پاسداری از گنجينههای کشورمان نداشته و ندارد، و برای نمونه همان بس که نتوانسته تا از سنگنوشتهي ارزشمند جزيرهي خارک ، بيش از 199 روز نگهداری نمايد. همچنين هنوز هم مردمِ بزرگوار ايران ، خاطرهي تلخ ربوده شدن «لوح زرين تختجمشيد» از همين گنجينهي ملی ايران و و سپس پخش خبري مبني بر آب کردن آنرا ، از ياد نبردهاند. 2. همانگونه كه كارشناسان غيردولتي از همان آغاز پيشبيني كرده بودند، رطوبت سنجهاي پاسارگاد نمِ بسيار بالايی را پيرامون آرامگاه کوروش بزرگ نشان دادهاند و با آنکه همهي گروههای ميهنپرست، پيش از آبگيری سد سيوند، بارها و بارها درباره اثرات ويرانگر اين آبگيری هشدار داده بودند،ولي هنوز هم- و بر خلاف وعدههاي دادهشده – شاهد اقدام مثبتي براي تخليهي آبهاي آن سد نبودهايم ، تا پس از قطع شمار بالايي درخت منحصر بهفرد و نابودي محوطههاي باستاني تنگِ چشمه (تنگ بلاغي)، دست كم اينك از شدت آسيبهاي پيشِ رو بكاهيم. 3. شنيده ميشود كساني به جرم ويران نمودن سنگنوشتهي جزيرهي خارک دستگير شدهاند. هر چند پيرامون علت دستگيري دستكم يك تن از آنها ابهامهايي وجود دارد ولی در ميان شگفتیِ همگان، منابع رسمی تا كنون به بهانهي امنيتی بودن مسأله، از شناساندن آنها به مردم و روشن شدن علت مسأله سر باز زدهاند. و اين در حالی است که ميدانيم به دليل نفتخيز بودن جزيرهي خارک و دارا بودن تأسيسات نفتی بسيار، هيچکس نمیتواند بدون داشتن پروانه از مسؤولان مربوطه، به آنجا آمدوشد نمايد. آشكار است كه براي جلوگيري از گسترش شايعات پيرامون اين رويداد – كه چندان خوشايند نيز نبوده و ميتواند اعتماد دوستداران ميراث فرهنگي نسبت به دولت را كمتر نمايد – ضمن بركناري مديريت سازمان ميراث فرهنگي استان بوشهر، شايسته است نتايج پيشرفت پرونده ، گام به گام اعلام گردد. 4. در خبرها آمده است كه در كمال شگفتي بخشي از محوطهي کاخ آپادانای شوش، آن گنجينهی کهن و گرانبهای کشورمان و يادمانِ روزگار داريوش بزرگ، به پيست موتورسواری بدل گشته است. آشكار و بديهي است كه ميبايست ضمن برچيدن چنين وضعيتي، هرچه زودتر حريم آن اثر ارزشمند مشخص و مورد نگاهباني قرار گيرد تا ديگر بار فجايعي همچون تخريب پاي ستونهاي دروازهي شرقي همان كاخ ونيز نابودي كتيبهي خارك را شاهد نباشيم . 5. و باز از خوزستان و ديگر كهنشهر آن، ((اهواز))، خبري دال بر كاوش و رسيدگي به شهر باستانی هرمزداردشير که خود يادگاری 1700 ساله از روزگار ساسانيان و از آثار ثبتِ ملي شدهي آن استان است به گوش نرسيده و نميرسد. ما چنين كوتاهيهايي را تنها و تنها از ناكارآمدي مديريت سازمان ميراث فرهنگي آن استان ميبينيم و خواستار بازبيني در رفتار و عملكرد اين سازمان ميباشيم . ضمن شادباشِ فرا رسيدن جشن كهن تيرگان و بزرگداشت ياد و نام آرش و همهي سرداران، سربازان، جانباختگان و شهيدان راهِ ميهن، بهويژه شهيدان هشت سال دفاع مقدس، داوری در اين باره و بارههای ديگر را به ملت ايران ميسپاريم. و نيز توجه دولت را به موارد يادشده و پند و اندرزهايي كه ميتواند از شدت دردها بكاهد، جلب ميكنيم. چو ايران نباشد تن من مباد دهم تيرماه 1387 خورشيدي بنياد دوستداران ميراث فرهنگي افراز (تهران) انجمن فرهنگي بيستون (تهران) انجمن فرپاد (شيراز) انجمن انديشه جوان (اصفهان) انجمن دوستداران و حافظان خشت خام (يزد) كانون دوستداران شاهنامه (توس) كانون جوانان پاسارگاد (گرگان) گروه جوانان شكوه هخامنشي (خراسان) جمعيت عصر سبز (يزد) انجمن فرهنگي سرزمين پارس (خراسان) جمعيت دوستداران ميراث فرهنگي يادگار (يزد) خانه سيمرغ (تهران) خانه ماوراي جوان (گرگان) انجمن ديدهبان يادگارهاي فرهنگي و طبيعي ايران (تهران) انجمن كهندژ (همدان) كانون گسترش فرهنگ ايران بزرگ (اصفهان) انجمن هخامنشيان (تهران) انجمن دوستداران ميراث فرهنگي و گردشگري امرتات (اصفهان) خانه ادب مهر (اصفهان) انجمن دوستداران ميراث فرهنگي تاريانا (خوزستان) كانون سيمرغ انديشه (نجفآباد) كانون فرهنگي لر بختياري ايرانيان انجمن ايلام شناسي ايران (تهران) انجمن اسپادانا (تهران) انجمن فرهنگي كوروش بزرگ و گروهي از فرزندان ايرانزمين هم ميهن گرامی، خواهشمنديم ما را در پخش اين آگاهينامه ياري نموده و اين پيام را به نشانی رايانامههايي که میشناسيد، بفرستيد و نيز اگر ميتوانيد آنرا بر روی تارنما و يا تارنگار خود بگذاريد تا همگان از روزگار رفته بر گنجينههای اين كهنسرزمين آگاه گردند . باشد كه در كنار يكديگر بتوانيم ، مسير اين سيل خودساخته را بگردانيم. ایرانیان همایون باد. اگر سر به سر تن به کشتن دهیم /از آن به که کشور به دشمن دهیم فردوسی بزرگ نادر شاه بزرگ : اگر جانبازی جوانان ایران نباشد نیروی دهها نادر هم به جای نخواهد رسید. نادر شاه بزرگ : برای اراضی کشورم هیچ وقت گفتگو نمی کنم بلکه آن را با قدرت فرزندان کشورم به دست می آورم . نادر شاه بزرگ : وقتی پا در رکاب اسب می نهی بر بال تاریخ سوار شده ای شمشیر و عمل تو ماندگار می شود چون هزاران فرزند به دنیا نیامده این سرزمین آزادی اشان را از بازوان و اندیشه ما می خواهند . پس با عمل خود می آموزانیم که پدرانشان نسبت به آینده آنان بی تفاوت نبوده اند .و آنان خواهند آموخت آزادی اشان را به هیچ قیمت و بهایی نفروشند . پاینده ایران اهورایی. به نام خداوند جان و خرد آیا ما ایرانی هستیم؟اگر نیستیم،پس چرا در این سرزمین زندگی می کنیم و به عربستان یا ترکستان وغیره نمی رویم.یا چرا برای این کشور نام دیگری بر نمی گزینیم؟ونیز به زبان نا ایرانی سخن نمی گوییم،چرا نوروز و چله و چهارشنبه سوری را جشن می گیریم؟... باری،اگر ایرانی هستیم،پس چرا زبان ملی و فرا قومی؛پارسی را آنسان که باید،پاس نمی داریم؟چرا در برابر نابودی و یا ربودن یادگارانمان واکنشی شایسته نشان نمی دهیم؟چرا منش و بینش نیاکانمان را به فراموشی سپرده ایم؟ پیشینه دانش و فرهنگ ایران زمین؛دیرینه تر از هر کشوریست.پس چرا چنین گنجینه گسترده و شگرف را بر باد داده و دست گدایی به گرد جهان، دراز کرده ایم چرا چهره هایمان را با آب خرد نمی شوییم؟ تیره بختی ما از انگیزهایی گوناگون-چه از سوی خودمان و چه از سوی دشمنان-آب می خورد.رشگ و آز،خود کامگی و فریفتاری؛گفتار و کردار و پنداری که زمانی به پاکی، پر آوازه بود.به پلشتی آغشته است.فروغ راستی به کور سوی دروغ،دگرگون گشته و از این روست که بخت از ایرانی،برگشته است. جایگاه ما چنان ارجمند بود که سرزمین مان را فردوس می دانستند و ما را آزاده می خواندند.پس چرا بنده نام و نان بیگانه شدیم؟چرا باژ و جشن و برسم از کف دادیم و به باج و زاری و خواری،گردن نهادیم؟چه شرم آور بود آنگاه که شاه نامه ها را از اورنگ به ننگ کشیدند،و تاج جهان گیرش را به((عقال جهل))و ((چپیه روشنفکر))نمایی پوشاندند!چه خوفناک بود و هست و خواهد بود،خواب هایی که برای نسل ما(نسل نفرین شده)دیده اند و دیرینه یادمان هایمان را به آتش می سوزند و به آب می شویند.((شاید حرف آخر))اگر از آغاز گفته می شد،آنگاه نسل سوخته به هنگام،پی می برد که ((ما چگونه مار شدیم))!چه دیر دریافت که ((نون قلم))در ((عرب زدگی))است! خرد را چو کس نیست گفتن چه سود(این پرسش فردوسی است)؛(مهر)بانی که سر آمد،شهریاران را چه شد؟(این پرسش حافظ است)پاسخ ما چیست؟ در زمانه ای دلسنگ که از سنگ بنای نیاکان نیز نمی گزشتند و تاب دیدن نام هایی چون ((کورش کبیر))و((تخت جمشید))را بر پیشانی خیابان ها نداشتند.در هنگامه ای دلگیر که لاشخور های سرخ به شیر، خورشید سان ایران یورش برده و از پس پرده های سیاه،گوش به استاد ازل سپرده و در ((کتاب جمعه))به کرنش کمونیسم پرداخته بودند،خروش خاموش خویش را در چکاد چکامه ها به پژواک می شنیدم. نهان گشت آیین فرزانگان پراکنده شد کام دیوانگان هنر خوار شد،جادویی ارجمند نهان راستی،آشکارا گزند ذوالقرنین قرآن و مسیح تورات و ابر شهریار ما؛آسوده مخواب که مردم ایران نشین-و نه ایرانی-در خوابند!و آب سیوند،آنها را خواهد برد.آسوده مخواب که خشکی تو ،غرق در گرداب هاست. راستی آغاز کردی؟از شهر بیرون باید شدن؟(این گفته شمس است)ای زرتشت،چگونه می توان راه راست را برگزید؟!مگر آنکه از جان و مال،چشم پوشید و یا پای به ویرانه های آوارگی نهاد. زرتشت!باز از تو می پرسم:کجاست آن فره اهورایی که دگر بار بر این مرز مزدایی بتابد؟کجاست پشوتن و سوشیانت و کرشاسپ و کیخسرو؟کجاست نوید هایت درباره فرجام زهر آگین دروغکاران؟ ژوبین های پارسی،کمندهای کردی،کمان های مازندرانی،گرزهای گیلکی،زره های آذری،سپرهای سیستانی،برگستوان بلوچستانی،تیغ های طبرستانی،خنجرهای خوزستانی،خدنگ های خراسان بزرگ... آژیر هژبران ایران شوید و ترک و تازی و روسی و فرنگی را در هم کوبید. سعدیا مرد نکونام را مرده می دارند و زنده آن است که نامش به نکویی نبرند!اگر بنی آدم از یک گوهرند،پس چگونه پاره ای کیش ها و کشورها آشفته و پاره ای دیگر آسوده اند؟ شبیخون از درون!آری چنین بود.برادر که گفتگو های تنهایی اش،چه تن ها راکه به خاک و خون نکشید.و چه فرهنگستان شگفتی بود که چماغ دباغ را سروش کریم کردیم!ای گزشتگان و ای آیندگان؛من از این ناس،برائت می جویم. طوطیان هند دیگر شکر شکن نمی شوند.شهروندان شمس نمی پرسند که زبان پارسی را چه شده است؟سیه چشمان کشمیری،دیگر شعر حافظ شیراز نمی خوانند.نظامی و خاقانی،در بند خاقان زادگانند.خوبان پارسی گو،به کنیزی ازبک و ترکمن و قزاق رفته اند. وای بر خونیرث خونین دل. غرش شیران،گزشت و رفت،باری چه دیر پاست عو عو سگان شما؟گویا ناگزراست رفتن کاروان شما،مهمانان ناخوانده و گنگ زبان. کیان و پهلوانان!آنان از مرده شما نیز باک دارند.خونهای خود را در رگ های ما روانه کنید تا به خونخواهی شما بشتابیم. زنده باد ایران بزرگ. گمان مبر که به پایان رسید کار مغان...هنوز هزار باده ی،نخورده در رگ تاک است. لاله های سرنگون!سوگند به خون پاکتان،میهن خویش را کنیم آباد و سرافرلز.سرو های سایه افکن!در زیر دارتان بسی نامهای نامور،خواهیم نگاشت... ما زنده به آنیم که آرام نگیریم....موجیم که آسودگی ما عدم ماست. نام ونژاد وفرهنگمان را از آلودگی ها،می پالاییم،زنگار زیانکاران رااز آیینه مهر آریا می زداییم و به زیور مزدایی می آراییم. وهومن و دیگر امشاسپندان را به یاری همی می خوانیم تا دروغ و دشمن و خشکسالی را از این سرزمین،به دور داریم. هستی من به هستی تو بسته،ای میهن آریایی.باش و زنده بمان ای عشق سوزان ما.

سخنرانی دکتر محمد علی دادخواه - دکتر محمدرضا اسپهبد- مهنس کنعانی- مهندس علیرضا روحانی
معروفترین بافت تاریخی ایران در شُرُفِ نابودی
دکتر محمدعلی دادخواه، وکیل دادگستری که به وکالت بیش از هزار تن از شهروندان اصفهانی پیگیر این موضوع بود، سخنران دوم همایش بود. وی ضمن ارایهی شرحی کامل از تاریخچهی شهر کهن اصفهان و اهمیت میراث فرهنگی آن، به بیان خلافهای حقوقی صورتگرفته در ساخت مترو پرداخت.
وی گفت: «خیابان چهارباغ عباسی نخستین اثری است که در سال 1310 در فهرست میراث ملی به ثبت رسیده است. و گفته می شود که هرچند این خیابان به دوره صفوی مربوط است اما طرح آن از دوره تیموریان ریخته شده است.»
دادخواه همچنین با طرح قوانین مربوط به حقوق بشر و عضویت ایران در سال 1354 در کنوانسیون حقوق بشر گفت: «ایران موظف به رعایت نکات پیمان نامه حقوق بشر است و طبق پیمان 27 کنوانسیون وین هیچ کشوری نمی تواند به خاطر قوانین داخلی، معیارهای جهانی را نادیده بگیرد.»
دادخواه در این همایش با نگاهی به روند شکل گیری و پیگیری پرونده عبور مترو از زیر خیابان چهارباغ گفت: «در زمان شکایت شخص اندیشمندی به نام محمد جرقویه بازپرس شعبه 5 دادگستری اصفهان بود. ایشان لطف بزرگی در حق این پرونده کردند و پس از معلق گذاشتن شکایت از قضات اداره حقوقی استعلام کردند که آیا طرح چنین شکایتی درست است یا نه. از میان 11 قضات اداره حقوقی 10 قاضی رای به سلامت این شکایت دادند و حتی اعلام کردند که چنین شکایتی در زمره امر به معروف و نهی از منکر قرار می گیرد.»
به گفته وی همانطور که در قانون آمده است، امر به معروف و نهی از منکر وظیفه دولت بر ملت و ملت بر دولت است. وی گفت: «پس این حق مردم است که آقای مشایی را امر به معروف و نهی از منکر کنند.»
دادخواه در ادامه بخشی از روند مطالعات انجام گرفته روی محور چهارباغ را که توسط متخصصان از جمله دکتر اسپهبد و استادان دانشگاه صنعتی اصفهان صورت گرفته است توضیح داد و اعلام کرد که تمامی آنان خطر عبور مترو از زیر خیابان چهارباغ عباسی را تایید کردند.
دادخواه افزود: «پس از آن بازپرس شعبه 5 دستور توقف فعالیت مترو را صادر کرد اما کسانی که این خطوط را عبور می دادند باز هم بدون توجه به دستور قضایی به کار خود ادامه دادند و مترو از زیر خیابان چهارباغ عباسی عبور کرد.»
وی گفت: «در قانون آمده است که هریک از مسئولان دولتی و کشوری که از حکم قضایی پیروی نکنند از پست دولتی خود منفصل شده و تحت پیگرد قانونی قرار می گیرند. این در حالی است که نه شهردار اصفهان و نه مسئولان مترو چنین سرنوشتی نداشتند. گویا قانون برای همه یکسان نیست.»
در پایان نخستین روز همایش اصفهان در خطر، "رضا نیکپور"، دبیر دیده بان یادگاری های فرهنگی و طبیعی ایران گفت: «برگزاری چنین همایش هایی عنوان کردن نقدهای سازنده در کمک به سازمان میراث فرهنگی است و آن ها نباید ما را در مقابل خود ببینند. »
وی در ادمه گفت: «ما نه دشمن میراث فرهنگی هستیم و نه دشمن توسعه. اما معتقدیم که راهکارهایی وجود دارد که این دو می توانند در کنار هم وجود داشته باشند.»
وی در پایان افزود: «تا کنون اخبار ضد و نقیض بسیاری درباره عبور مترو از زیر خیابان چهارباغ منتشر شده است و مسئولان شهر اصفهان بارها حرف های خود را به صورت ضد و نقیض عنوان کرده اند.»
در ابتدای روز دوم همایش، پنجشنبه پانزدهم اسفندماه، دکتر محمدرضا اسپهبد، کارشناس برجستهی حفر تونل و عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم تحقیقات در خصوص عبور مترو از محور تاریخی چهار باغ گفت: وجود آثار تاریخی فراوان، مشکلاتی مانند نوع خاک - دو لایهای بودن خاک رس- بالا بودن سطح آب اصفهان و رزونانس بهوجود آمده در محورهای عبور مترو باعث میشود که گزینهی عبور مترو از محور چهار باغ را نادیده بگیریم. گزینهی عبور مترو در این شهر و خصوصاً در زیر چهار باغ به عنوان محور شاخص اصفهان به لحاظ ژئوتکنیکی، آسیبهای فراوانی به این محور تاریخی وارد میکند.
وی در ادامه گفت: سوال میشود که چطور در شهر تاریخی پاریس مترو احداث شده و مشکلی هم بهوجود نیامده است. درجواب باید گفت اعتراضهای بسیاری در آن هنگام صورت گرفت و فجایع بسیاری در آن زمان اتفاق افتاد و هم اکنون نیز تأثیر مخرب آن بر روی بخشهای تاریخی این شهر ادامه دارد، بهطوری که مهندس سازندهی مترو برای عبور از بخشی از موزهی لوور، آماده است تا در هر همایشی اعلام کند که کارش اشتباه بوده است و امروز اگر میخواست آن کار را انجام دهد چنین چنین اشتباهی را مرتکب نمیشد.
این استاد دانشگاه در ادامه گفت: ما گزینهی خیابان شمس آبادی را به عنوان یک حاشیهی امن پیشنهاد دادیم. این خیابان به علت دور بودن از آثار تاریخی و داشتن خاک بهتر و عمق بیشتر آب گزینهی مناسبی است و این، مورد تأیید نیز قرار گرفت. ولی متأسفانه شنیدهها حاکی از آن است که تونل مترو مجدداً باز شده و همچنان برعبور مترو از زیر محور چهارباغ اصرار میشود.
وی با اشاره به حضور مرحوم دکتر آیتاللهزاده شیرازی بهعنوان ناظر سازمان میراث فرهنگی در جلسههایی که برای عبور مترو از چهارباغ اصفهان برگزار میشدند، اضافه کرد: زمانی که در جلسهها در اینباره صحبت میشد، دکتر شیرازی با گریه میگفت، چرا اینها میخواهند، این کار را انجام دهند؟
در ادامهی این مراسم، مجتبی کنعانی، کارشناس معماری و ابنیهی تاریخی میراث اصفهان در خصوص شهر تاریخی اصفهان گفت: اصفهان شهری است که بیمنظور بهوجود نیامده و در دورههای مختلف تاریخی دستخوش تغییرات بسیار بوده که اوج شکوفایی آن را در دوران صفویه شاهد هستیم. در این دوره طرح از پیش تعیینشده و جامع برای اولین بار دراصفهان و در تاریخ بشر اجرا میشود که اضافه کردن دو محور جدید و حفظ قسمت تاریخی و قدیمی از مفاد آن بوده است. این محورها عملا به منظور توسعه شهری و جلوگیری از دستکاری و تخریب بافت تاریخی پیشبینی شدهاند.
وی در ادامه گفت: در این طرح با دیدگاهی منطقی، اصفهان مدرن بررسی شده است در حالی که امروزه با عبور مترو از بافت تاریخی و با نادیده گرفتن چنین طرحهای کارآمدی، با فاجعهای بزرگ روبهرو میشویم که اثرات مخرب خود را در وجوه مختلف بر پیکرهی زیبای این شهر تاریخی خواهد گذاشت.
کنعانی وجود ایستگاه اصلی مترو در میدان امام حسین (دروازه دولت) و وجود برج جهاننما را تهدیدی جدّی بر بافت تاریخی اصفهان دانست و افزود: کاربری تجاری- فرهنگی برج جهاننما در آیندهی نزدیک به تنهایی باعث تزریق جمعیتی بالغ بر 400 هزار نفر به این قسمت از بافت تاریخی و لطمات جبرانناپذیری میشود.
این کارشناس میراث فرهنگی در ادامه افزود: خطر عبور مترو از محور شرق به غرب خطر بسیار بالایی دارد و علاوه بر صدمات جبرانناپذیری که به بافت تاریخی در مسیر این محور وارد میکند، باعث بههم خوردن شکل جمیعتی اصفهان نیز میشود.
آخرین سخنران همایش، علیرضا روحانی، از فعالان سازمانهای مردمنهاد و سخنگوی ائتلاف ملی حامیان میراث فرهنگی اصفهان در خصوص عبور مترو از بافت تاریخی گفت: متأسفانه در شرایطی داریم به استقبال سال نو میرویم که عروس شهرهای مشرق زمین- بهشت ثانی- دستخوش کجسلیقگیها و سوءمدیریتهای بسیاری میشود.
روحانی با شرح پیشینهای در خصوص فعالیت مترو اصفهان گفت: در سال 81-80 بحث اجرایی شدن پروژهی مترو اصفهان محقق شد و در همان زمان اختلافهایی میان میراث اصفهان و مجریان این پروژه و شهرداری شروع شد و بر اساس مصوبهی شورای ترافیک اصفهان مقرر شد مترو از چهار باغ عبور کند این حرکت باعث پیگیری میراث اصفهان شد چرا که چهارباغ درسال 1310 ثبت ملی شده و هر نوع دخل و تصرّفی در آن نیازمند اجازه از میراث بود.
او گفت: در اسفند 81 و به استناد مشاوره با یک شرکت فرانسوی مقرر شد مترو ازخیابان شمسآبادی عبور کند و به هیچوجه وارد بافت تاریخ نشود. در تابستان 85 در شعبهی 5 دادسرای عممومی اصفهان، دستور قضایی توقف عملیات احداث مترو و توقیف رییس قطار شهری اصفهان شد. این مسأله به فراموشی سپرده شد و دراسفند 85 شورای عالی ترافیک در مصوبهای دیگر اعلام کرد که مترو اصفهان به هیچوجه نباید از چهار باغ عبور کند و باید به سمت خیابان شمسآبادی متمایل شود.
روحانی افزود: عبور مترو از زیر خیابان چهارباغ باعث نگرانی شدید مردم اصفهان و دوستداران میراث فرهنگی در سراسر کشور شد و بر این اساس 16 تشکّل غیردولتی تحت عنوان «ائتلاف حامیان میراث اصفهان» خواستار پاسخگویی مسؤولان و جلوگیری عبور مترو از محور چهار باغ شدند.
پافشاری بکتاش، رئیس وقت سازمان میراث فرهنگی اصفهان بر گزینهی عدم عبور مترو از چهار باغ به برکناری ایشان منجر شد و منجر به ریاست معاون اسبق شورای شهر اصفهان و طرفدار جدی عبور مترو از محور چهار باغ شد!
روحانی هشدار داد: کارشناسان شهرسازی و معماری معتقدند اگر فاصله مترو از 180 یا 200 متر کمتر نباشد سی و سه پل قطعاً فرو خواهد ریخت در حالی که فاصله امروز ان کمتر از 40 متر است.
وی افزود: هنوز هم میشود جلو فاجعه را گرفت و از مسؤولان خواست چشمان خود را بر روی حقیقت باز کنند.
این فعال مدنی توضیح داد: اظهارات ضد و نقیض ریس میراث اصفهان و متولیان میراث فرهنگی کشور و عدم پاسخگویی مسؤولان قطار شهری اصفهان عملا بر این بحران دامن زده است. عبور مترو از محور تاریخ چهار باغ و همچنین محور تاریخی شرق به غرب علاوه بر صدمات جبرانناپذیر به بافت تاریخی بنا به نظر کارشناسان مختلف صدمات عمیق زیستمحیطی نیز به اصفهان وارد میکند و باعث مختل شدن جریان آبهای زیرزمینی و ایجاد فاجعه در شهر میشود.
وی اشاره کرد: از طرف دیگر از آنجایی که پایهی تمام بناهای تاریخی اصفهان – به خاطر عدم زلزلهخیزی منطقه - از گِل شفته و خردهسنگ تشکیل شدهاند عملا توان تحمل لرزشهایی را که معادل 2 ریشتر در هر بار عبور مترو است، ندارند.
روحانی در پایان پرسشهایی را مطرح کرد: چرا این محور کاملا در زیر محور تاریخی اصفهان مطرح شده؟
چرا یک نفر از کارشناسان میراث فرهنگی ناظر بر آن نیست؟ چرا رییس میراث که از طرفداران جدی عبور مترو از چهار باغ و پیش از آن، از مخالفان کاستن از بنای برج جهاننما بوده است هم اکنون باید در این سمت باشد؟
در همایش «میراث فرهنگی اصفهان در خطر» مطرح شد:
تردد در محور دروازهدولت بزرگترین خطر برای اصفهان است
قطار شهری درحال مشوش کردن خواب آرام سیوسه پل پیر است
کارشناس مطالعات تونلهای راهآهن کشور تأکید کرد: عبور مترو از زیر چهارباغ اصفهان بهعنوان یک شهر تاریخی و گردشگری، کار درستی نیست، چون سطح آب در این منطقه بسیار بالاست.
به گزارش خبرنگار بخش میراث فرهنگی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، محمدرضا اسپهبد که در دومین روز همایش «میراث فرهنگی اصفهان در خطر» در تالار موزهی فرش در تهران سخن میگفت، ادامه داد: من فکر میکردم، این صحبت به حدود پنج سال پیش مربوط است که گفتوگوهای زیادی در این زمینه انجام شدند.
وی با اشاره به اینکه در هر زمینهای، نخست مطالعه لازم است، گفت: حدود 12 سال پیش، مدتی در یکی از شرکتهای مهندسی اصفهان با انجام مطالعات لازم در این زمینه، به این نتیجه رسیدیم که بهدلیل شرایط ناهمگن دشت آبرفتی اصفهان، تونل مترو نباید از زیر خیابان چهارباغ عبور کند. اکنون متأسفانه در این زمینه کملطفی میشود و این کملطفی از سوی کسانی است که در قالب بعضی از مسؤولان این کار را انجام میدهند.
عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم تحقیقات بیان کرد: در نه متری سطح زمین در منطقهی چهارباغ، سطح آب زیرزمینی بالاست. همچنین دو طبقه لایهی رس در این منطقه است. به همین دلیل، از نظر سطح آب، خاک و منطقهی چهارباغ، با مشکلاتی روبهرو هستیم. این موارد بهلحاظ ژیوتکنیکی برای ایجاد سازهای مانند مترو مشکلزا هستند.
وی با اشاره به عبور مترو از پاریس و لرزشهایی که در ساختمانهای خیابان شانزهلیزه بهشکل شبانهروز احساس میشوند، اظهار داشت: چرا ما این مشکل را مضاعف میکنیم، درحالیکه وضعیت در منطقهی اصفهان بهلحاظ آبرفتی بودن بدتر از وضعیت زمین در پاریس است.
او ادامه داد: هرچند در تکنولوژی امروز، از نظر آب با مشکل روبهرو نیستیم و آبهای سطحی را میتوان جمعآوری کرد، مانند کاری که در تونلهای مترو در تهران انجام شد، ولی در اصفهان با دو مشکل نوع خاک و تکانهایی که ایجاد میشوند، روبهرو هستیم. از همه مهمتر، آثار تاریخی هستند که در پایین خیابان چهارباغ قرار دارند.
وی با اشاره به وجود مدرسهی چهارباغ در سمت راست این خیابان و مشکلاتی که بهدلیل حفر تونل در این منطقه ایجاد میشوند، گفت: ما اعلام کردیم که برای عبور مترو، چهارباغ را ندیده بگیرید و حتا پس از بررسیهای لازم، اعلام شد که عبور مترو از خیابان شمسآبادی هیچ اشکالی ندارد.
عضو هیأت مدیرهی کانون بازنشستگان سازمان انرژی اتمی ایران بیان کرد: در جلسههای متعددی که در این زمینه برگزار شدند، قرار بود مترو از خیابان شمسآبادی عبور کند، حتا یونسکو و سازمان میراث فرهنگی و گردشگری به این مسأله رأی مثبت دادند؛ ولی متأسفانه اکنون میشنویم که گویا حتا تونل در مسیر چهارباغ زده شده است و اصرار دارند که مترو را از این مسیر عبور دهند.
اسپهبد با اشاره به طراحی بینظیر شهر اصفهان از نظر گردشگری، زیبایی و معماری، گفت: من از مسؤولان سازمان میراث فرهنگی و گردشگری میخواهم، تا عمق فاجعه به جایی نرسیده است که همهی ما در این مصیبت واقعی قرار گیریم، جلوی این کار گرفته شود.
وی در پاسخ به پرسش خبرنگاری دربارهی اینکه اگر مسیر مترو به سمت خیابان شمسآبادی تغییر کند، آیا مشکل نوع خاک در این مسیر کمتر است؟ اظهار کرد: مشکلاتی که ما در مسیر چهارباغ داریم، وجود عمق بیشتر آب و لایههای رسی با یک ضخامت ضعیفترند. این درحالی است که در مسیر شمسآبادی، این مشکلات بسیار کمترند.
او در پاسخ به این پرسش که از چه زمانی بررسی دربارهی این مسأله آغاز شد؟ گفت: حدود 12 سال پیش، بررسیهایی انجام شدند و اعلام شد که عبور مترو از چهارباغ، خطرناک است. حتا در آن زمان، پس از بررسیهای انجامشده، مسیر شمسآبادی بهعنوان گزینهی برتر مشخص شد. همچنین مطالعات زمینشناسی و حفاریهای انجامشده نشان دادند که چهارباغ محیط مناسبی برای عبور مترو نیست.
این مدرس دانشگاه اعتقاد دارد: عبور مترو از زیر زایندهرود، هیچ اشکالی ندارد و ما ترس و واهمهای برای عبور مترو از زیر دریاچه نداریم، چون با روشهای تکنولوژی میتوان مشکل آب و عبور تونل را از زیر رودخانه برطرف کرد؛ ولی مشکلی که وجود دارد، این است که تونل نباید به کولههای دو طرف پل سیوسه پل نزدیک شود.
به گزارش ایسنا، یک کارشناس معماری و مرمت بناهای تاریخی اصفهان نیز در سخنانی با دادن توضیحهایی دربارهی از زمان پیدایش شهر اصفهان تا کنون و وضعیت این شهر بهدلیل عبور مترو، اظهار داشت: با افزایش بیش از حد جمعیت در اصفهان در سالهای 1363 و 1364 بحثهایی که پیش از انقلاب اسلامی دربارهی سیستم حملونقل مدرن مطرح شده بودند، باز هم سر باز کردند. پس از آن، با تصویب طرح قطار شهری اصفهان، شرکت P.B.C بررسیهای نخست را برای این پروژه انجام داد. سپس شرکتی از فرانسه با درنظر گرفتن مسایل جمعیتی اصفهان، در همان زمان اعلام کرد که مترو برای اصفهان مخرب است، چون شکل جمعیتی این شهر را برهم میریزد و اثرهای مخربی را بهدنبال دارد.
مجتبی کنعانی با نشان دادن نقشهی عبور مترو از دو مسیر شرق به غرب و شمال به جنوب اصفهان، ادامه داد: محور شرق به غرب مترو، خطر اصلی است، چون از نظر فنی، این محور باید از زیر بازار نقش جهان و سردر قیصریه عبور کند.
وی با اشاره به برخورد دو محور شمالی ـ جنوبی و شرقی ـ غربی در میدان دروازهدولت اصفهان، گفت: این نقطه دقیقا جایی است که برج جهاننما ساخته شده و این خود سبب بروز مشکلاتی است، چون اگر هر 15 دقیقه یکبار قطار زیرزمینی در این ایستگاه توقف داشته باشد و بخواهد جمعیت زیادی را تخلیه کند و از سوی دیگر، روزانه تعداد زیادی از مردم در برج جهاننما تردد داشته باشند، بافت تاریخی اصفهان لطمهی غیرقابل تصوری را میبیند.
او افزود: عبور و مرور و تردد در محور دروازهدولت، بزرگترین خطری است که اصفهان و بافت تاریخی آن را تهدید میکند. هرچند مطالعاتی زیادی دربارهی دیگر مسایل این بافت انجام شدهاند، ولی متأسفانه به این موضوع توجهی نشده است. بحثهای جمعیتی به دیدگاههای بالاتری نیاز دارند که در این زمینه تصمیمگیری کنند.
به گزارش ایسنا، در ادامهی این همایش، سخنگوی ائتلاف ملی حامیان میراث فرهنگی اصفهان با اشاره به مشکلاتی که در زمینهی عبور مترو از چهارباغ، شهر تاریخی اصفهان را تهدید میکنند و سخنان متناقضی که از سال 1381 تا کنون توسط مسؤولان پروژهی مترو اصفهان، شورای شهر و سازمان میراث فرهنگی و گردشگری استان اصفهان بیان شدهاند، گفت: متأسفانه در شرایطی، به سال جدید وارد میشویم که عروس شهرهای مشرقزمین دستخوش کجسلیقگیهاست.
علیرضا روحانی ادامه داد: قطار شهری اصفهان اکنون زیر زایندهرود و با فاصلهی کمتر از 43 متر حفر شده و درحال مشوش کردن خواب آرام چند سالهی سیوسه پل پیر است.
وی با طرح این پرسش که چه اصراری است، تونل مترو از زیر محور تاریخی اصفهان در چهارباغ عبور کند؟ گفت: چرا یک نفر از کارشناسان میراث فرهنگی ناظر بر این مسأله نیست؟ چرا امینپور ـ رییس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری استان اصفهان ـ که زمانی بهعنوان عضو شورای شهر اصفهان با برداشتن یک آجر از برج جهاننما مخالفت میکرد، باید بر صندلی ریاست سازمان میراث فرهنگی استان اصفهان بنشیند؟
او از رحیممشایی پرسید که آیا زمان آن نرسیده است که اقتدار سازمان میراث فرهنگی و گردشگری را نشان دهید؟
وی بیان کرد: امروز متأسفانه حتا مشخص نیست، نخالههای تونلبرداری مترو اصفهان در کجا تخلیه میشوند. البته تا زمانی که ریلهای راهآهن در تونل کار نشدهاند و قطار عبور نکرده، فاجعهای رخ نداده است. پس هنوز هم میتوان مدیران شهری اصفهان را سر عقل آورد و جلوی زیادهخواهیهای آنها را گرفت.
سخنگوی ائتلاف حامیان میراث فرهنگی اصفهان تأکید کرد: با یک حمایت همهجانبه از سوی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری کشور و افکار عمومی، میتوان جلوی این فاجعهی تاریخی و ملی را گرفت.
به گزارش ایسنا، در این همایش برخی کارشناسان میراث فرهنگی و معاون دفتر حقوقی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری حضور داشتند.
خبرگزاری میراث فرهنگی
روزنامه وطن امروز
روزنامه فرهنگ آشتی
خبرگزاری زیستا
روزنامه آفتاب یزد
بامداد خبر
شبکه اطلاع رسانی ساختمان ایران
قلم
خبرآنلاین
برای ایران
جمعیت زنان مبارزه با آلودگی محیط زیست شاخه اصفهان
دوستداران حیوانات و محیط زیست-سپهر سلیمی
ایران نامه
جمعیت دوستداران محیط زیست (طبیعت یاران)
از سوی دیگر گفته میشود، در پی تحركات وزارت راه در تالاب انزلی، فاطمه واعظ جوادی رئیس سازمان محیط زیست كه دو هفته قبل به همین منظور به گیلان سفر كرده بود قرار است روز 25 تیر ماه بار دیگر به گیلان برود تا روند جادهسازی و نابودی تالاب انزلی را مورد بررسی قرار دهد. جوادی پیش از این اعلام كرده بود سازمان محیط زیست به مصوبه اخیر كمیسیون زیربنایی دولت اعتراض كرده و رئیس جمهور بار دیگر دستور پیگیری موضوع را صادر كرده است. با این وجود به نظر میرسد دستور اخیر رئیس جمهور برای پیگیری موضوع از نظر وزارت راه چندان قابل تامل نبوده چرا كه از یكماه قبل تاكنون، وزارت راه فعالیت خود را به تدریج در داخل تالاب آغاز كرده است.
یك مقام آگاه در سازمان محیط زیست در این باره به كارگزاران گفت: طی هفتههای اخیر تقریبا هر روز بین ماموران محیط زیست گیلان و عوامل راه درگیری بوده اما باز هم آنها كار خود را انجام میدهند و از دستورات ماموران محیط زیست تمكین نمیكنند به طوریكه از مجموع 3 كیلومتری كه قرار است در داخل تالاب خاكریزی كنند اكنون نزدیك به 5/1 كیلومتر آن را خاكریزی كردند كه منجر به خشك شدن بخشهایی از تالاب شده است. به گفته وی، همه روزه دهها تن خاك از معدن جیرده و مناطق ساحلی استان برداشت میشود تا در تالاب تخلیه شود و به همین ترتیب امروز نه تنها گذر سوم تكمیل شده بلكه عوامل راهسازی در حال آغاز گذر چهارم هستند.
تالاب انزلی كه در سفرنامههای اروپاییها از قدیم الایام تاكنون از آن به عنوان ونیز سبز ایران یاد میشود، از سال 1354 در فهرست تالابهای بینالمللی جهان به ثبت رسیده است. این تالاب هم اكنون سه سایت مهم شامل دو پناهگاه حیات وحش و یك منطقه حفاظت شده را در بر میگیرد و از مهمترین كریدورهای پرندگان مهاجر در مسیر سیبری به جنوب محسوب میشود اما امروز با احداث جاده در قلب تالاب در آستانه نابودی قرار گرفته است.
عملیات اجرایی جاده كنار گذر انزلی به طول 16 كیلومتر از سال 1377 آغاز شده است. اما 3 كیلومتر و 300 متر از این مسیر قرار بود از داخل تالاب عبور داده شود كه با مخالفت سازمان محیط زیست در سال 1379 متوقف شد. در این سال سازمان محیط زیست ضمن مخالفت شدید با این موضوع علیه وزارت راه به دادگاه شكایت كرد تا اینكه در سال 1382 سرانجام دولت پذیرفت كه جاده كنارگذر انزلی از داخل تالاب خارج شود و متعاقب آن هیات وزیران در 11 تیر ماه همان سال مصوب كرد كه راهكارهای سازمان محیط زیست اجرایی شود.
در پی این مصوبه، در سال 1384 همچنین قرار شد طبق تواقفات صورت گرفته بین محیط زیست و وزارت راه ستونهای نصب شده در داخل تالاب جمعآوری شود اما این اقدام عملی نشد تا اینكه در سفر استانی رئیس جمهور به گیلان، هیات دولت در جلسه 13 اسفند ماه 1385 بار دیگر تسریع در احداث پروژه كنارگذر انزلی در مسیر اولیه را خواستار شده بود كه كاملا با مصوبه قدیمی دولت در سال 1382 منافات داشت. در پی این مصوبه مسوولان پروژه اواخر مرداد ماه سال گذشته اقدام به احداث مسیر در داخل تالاب كردند كه این امر با مقاومت مسوولان محیط زیست روبهرو و پروژه متوقف شد. تااینكه موضوع برای بررسی به كمیسیون زیربنایی دولت رفت و این كمیسیون بعد از 6 ماه و در بین اعتراضات سازمان بازرسی كل كشور، تشكلهای زیست محیطی و محافل علمی سرانجام حكم به عبور جاده از داخل تالاب داد.
این در حالی است كه مسیر پیشنهادی سازمان محیط زیست تنها نیم كیلومتر (یعنی به اندازه 500 متر) طول جاده را بیشتر میكرد و در عمل هزینه چندانی متوجه وزارت راه نمیشد، اما با تصویب گزینه وزارت راه در دولت كه در واقع قلب تالاب بینالمللی انزلی و بكرترین نقطه این تالاب را هدف قرار داده است، حدود 300 هكتار ( معادل 3 میلیون متر مربع) از اراضی شمال تالاب انزلی خشكانده و نابود میشود كه به گفته كارشناسان با توجه به ارزش هر هكتار تالاب در دنیا كه 22 هزار دلار تعیین شده، خسارتی معادل 59 میلیارد تومان تنها در سال اول بهرهبرداری جاده، به تالاب وارد میشود كه این خسارت با صرف چندین برابر این مبلغ دیگر قابل جبران نیست.


